تبليغاتX
نوشته ام كه خط بزنی - غزلي از گذشته ها
نوشته ام كه خط بزنی

شعر و یاد داشت ها

چشم را با لحظه يي ديدار روشن مي كنم

تا بيايي چند تا سيگار روشن مي كنم

لحظه يي خود را به من ـ بازيچه ات ـ مصروف كن

لامپ هاي خانه را نشمار ، روشن مي كنم

زنده گي باشد برايت شعر مي گويم فقط

من از اين فانوس ها بسيار روشن مي كنم

مي زنم پطرول مي پاشم سرم تكليف را

هاي مردم! سوختم يك لحظه خاموشم كنيد!

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 8:17 توسط ابراهیم امینی | |