نوشته ام كه خط بزنی
شعر و یاد داشت ها
شعرهایی را که می گفتم تمسخر می کنم بعد می گویم " عزیزم دوستت دارم " ولی خوب می فهمم که می بیند تظاهر می کنم جای یک لبخند، جای یک تعارف، یک سلام آنقدر پرتم که از مردم " تشکر" می کنم باز می بینم که زشتی و پلشتی می شود زنده گی را هر قدر زیبا تصور می کنم گوشهء مفلوک بلخ است و دوا و دود تلخ هر که را می بینم اظهار تنفر می کنم
با کمی خنده خلای عمر را پر می کنم
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت
8:6 توسط ابراهیم امینی | |


